4 ماهگی پسرمون
٤ ماهگردت مبارک فرشته زندگی مامان و بابا
قد ٦٧ وزن ٢٠٠/٧ دور سر ٤٣
کارهای که انجام میدهد جیغ می زنه صدا های مختلف در میاره پاشو میزاره دهنش, اشیا پرت می کنه ,همه چیز و میزاره دهنش. روروک و اسباب بازی های جدید خیلی براش جذابه

اینقدر بازی میکنی تا از خستگی غش کنی جاهای جدیدی که میری تا اشخاص جدید که می بینی برات جالب هستند و کنجکاو نگاه میکنی و در تاریخ 3/2/92 اولین غلت روکامل زد.با همکاری دستاش
واکس چهار ماهگی ات رو هم زدیم تاشب خیلی تب نداشتی ولی از 10 شب تا صبح خیلی اذیت شدی بابای تند تند پاشویت میکرد و تفلکی صبح هم با خستگی سر کاررفت.
دل نوشته چهارماه گذشت با تمام سختی ها و شیرینی ها ,الان دیگه پسر کوچولوم, مامانش و میشناسه. صبح ها به روم لبخند میزنه وتمام بیخوابی های شب یادم میره .باشیر من هر روز بزرگ و بزرگ تر میشه.روزها باهم بازی میکنیم و کلی حرف میزنیم اونم انگار تمام حرفامو میفهمه و بازم برام لبخند میزنه خدا رو شکر.. خدا یا ممنونم به خاطر پسرم, سلامتیش رشدش خنده های قشنگش شیطنتاش و حتی شب بیداریاش الان دیگه دنیام به دنیاش وصله برات هزار هزار تا آرزوی خوب دارم شاهزاده رویاهای مامان دوست دارم


4 ماهگی پسرمون
